روند صعودی جوسازی و شانتاژ درباره سران فتنه در ماه های اخیر

آیا دولت جدید به فتنه گران مدیون است؟/هدف موج جدید رسانه ای چیست؟

نکته قابل تامل دیگر، انتشار بیانیه ای از سوی گروهک مجعول و مجهول «شورای هماهنگی راه سبز امید» همزمان با نامه فوق در همان رسانه‌هاست.

گروه سیاسی- احسان آذر|مروری بر مواضع و مطالب رسانه های بیگانه و ضدانقلاب نشان می‌دهد، جوسازی و شانتاژ درباره سران فتنه طی ماه‌های اخیر رشدی صعودی داشته است و به نظر می‌رسد این حرکت در ادامه نیز به همین شکل و بلکه با شدت و حدت بیشتری دنبال شود.

آخرین تحرکات این جریان در این خصوص انتشار نامه‌ای از سوی اعضای حزب اعتماد ملی خطاب به رئیس‌جمهور و درخواست رفع حصر سران‌فتنه است. نکته جالب در این نامه که در سایت‌های ضدانقلاب منتشر شده، آن است که مانند همیشه نامی از اشخاص حقیقی وجود ندارد و به «جمعی از اعضای هیأت مؤسس و شورای مرکزی» اکتفا شده است!

نویسندگان نامه با لحنی‌طلبکارانه که در برخی موارد تبدیل به تهدید می‌شود، مدعی هستند خواسته آنها خواسته ملت است و روحانی را تهدید کرده‌اند به عنوان منتخب ملت ناگزیر است به خواسته آنها پاسخ دهد!

نکته قابل تامل دیگر، انتشار بیانیه ای از سوی گروهک مجعول و مجهول «شورای هماهنگی راه سبز امید» همزمان با نامه فوق در همان رسانه‌هاست. محتوای این بیانیه از آن نامه نیز جالب تر است و ادعاهای کذایی سال 88 را گسترده تر و وقیحانه تر مطرح می‌کند و فتنه‌گران و قانون گریزان را در مقام مدعی و طلبکار می‌نشاند که نظام در مقام متهم باید پاسخگوی آنان باشد! عجیب آنکه محتوا و ادبیات این بیانیه شباهت خاصی به بیانیه‌ها و اطلاعیه های گروهک منافقین دارد و از این جهت نیز قابل تحلیل و بررسی است.

حال سوال این است؛ هدف این موج جدید رسانه ای چیست و چه ابعادی دارد؟

اتفاقی دانستن این دست اظهارات و نامه‌ها و اطلاعیه ها، چیزی جز ساده لوحی نیست و با اندکی تامل می‌توان دریافت که هرکدام از اینها قطعات کوچک پازلی بزرگ هستند، پازلی که کاملاً هدفمند و طراحی شده است. در این پازل، آزادی سران فتنه نه یک هدف که سکویی برای گام برداشتن به سوی اهداف بعدی است و ابزار آن نیز رسانه‌ها هستند. آنان می‌کوشند با ایجاد و تزریق حجم وسیعی از چنین محتواهایی، اینگونه وانمود کنند که «بی‌شمارند» و در واقع خود را نماینده مردم و رفع حصر سران فتنه را یک مطالبه عمومی و مردمی جا بزنند.

از نظر آنان، دولت به دلایلی ظرفیت آن را دارد که نقش ضعیف ترین حلقه را برای این حمله بازی کند و آماج این جریان سازی رسانه ای قرار گیرد.  لذا سعی دارند اینگونه وانمود کنند که دولت مدیون جریان فتنه است و اگر سبزها نبودند، دولت فعلی نبود و روحانی برای تحکیم جایگاه اجتماعی و مردمی خود باید پیگیر این موضوع باشد.

اما نکته قابل تامل در این میان آن است که طی ماه های اخیر برخی رسانه های داخلی نیز – آگاهانه یا ناآگاهانه- در حال کمک به تکمیل این پازل هستند و محتوای رسانه‌های ضدانقلاب را به شکلی رقیق تر و در موردی، عیناً تکرار می کنند که توجه و رسیدگی دستگاه‌های ذی ربط را می‌طلبد.

بدون شک این موج جدید نیز فتنه گران را به مقاصد خود نخواهد رساند و شعبده آنان برای معرفی گروهک‌های چند نفره و فراری به جای مردم، به جایی نمی‌رسد. به نظر می‌رسد تنها خطر جدی در بازی جدید، متوجه دولت است. چنانچه دولت خواسته فتنه‌گران را خواسته مردم ببیند و انرژی خود را معطوف اینگونه مسائل حاشیه‌ای نماید، بازنده این بازی خواهد بود. مردم خواهان آرامش، ثبات و پیشرفت کشورند و با هرگونه حرکتی که مانع این روند باشد، مخالف‌اند. در چنین شرایطی این دولت تدبیر است که باید مراقب باشد در دام شعبده‌بازان رسانه‌ای گرفتار نشده و مردم حقیقی را با کاربران فضای مجازی که گاهی یک تنه نقش صدها تن را بر عهده می‌گیرند، اشتباه نگیرد!

اخبار مرتبط

پیمان مکه و الگوهای امنیت منطقه‌ای